السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
59
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )
« و لقد قرن اللّه به - صلى اللّه عليه و آله - من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته ، يسلك به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم ليله و نهاره . و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر امّه ، يرفع لى فى كل يوم من اخلاقه علما و يأمرنى بالاقتداء به . و لقد كان يجاور فى كل سنة بحراء ، فاراه و لا يراه غيرى ، و لم يجمع بيت واحد يومئذ فى الاسلام غير رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله - و خديجة ، و انا ثالثهما ؛ ارى نور الوحى و الرساله ، و اشمّ ريح النبوة . و لقد سمعت رنّة الشيطان حين نزل الوحى عليه - صلى اللّه عليه و آله - فقلت : يا رسول اللّه ! ما هذه الرنّة ؟ قال : هدا الشيطان أيس من عبادته . » خداوند پس از دوران شيرخوارگى آن حضرت برترين فرشته از فرشتگانش را قرين و همراهش نمود تا در طول شبانهروز او را در مسير مكارم و محاسن اخلاق عالم رهنمون گردد و من نيز ، همچون كودكِ دنبال مادر ، پيروىاش مىكردم و او هر روز از خوى خود براى من نشانهاى برمىافراشت و فرمانم مىداد كه از آن پيروى نمايم . او در هر سال مدتى را در غار « حراء » پناه مىگرفت و جز من كسى او را نمىديد ، و در آن دوران هيچ خانوادهاى در اسلام جز رسول خدا ( ص ) و خديجه ، و من كه سومينشان بودم تشكيل نشده بود ، نور وحى را مىديدم ، و بوى نبوت را استشمام مىكردم ، و ناله شيطان را به هنگام نزول وحى بر او ( ص ) شنيدم و گفتم : يا رسول اللّه ! اين چه نالهاى است ؟ فرمود : اين شيطان است كه از پيروى شدن خود نااميد شده است » . نمىتوانم فهميد چگونه پيامبر نمىتوانست خود را بشناسد - چنان كه در داستان ورقه گذشت « 1 » - حال آنكه بر كتف او مهر نبوتى بود كه هر يك از اهل
--> ( 1 ) - صحيح بخارى ، كتاب المناقب و المرضى و الأدب . صحيح مسلم ، كتاب الفضائل . سنن ابوداود ، كتاب اللباس . سنن ترمذى ، كتاب المناقب و مسند احمد . ج 2 ص 223 و ج 3 ص 436 و 442 و ج 4 ص 195 و ج 5 ص 35 و 77 و 82 و 83 و 90 و 95 و 98 و 104 و 340 و 341 و 354 و 438 و 442 و 443 و ج 6 ص 329 .